تبلیغات اینترنتیclose
از حنجره‌ات بالا می‌روم ( ساره سکوت )
پیچک ( ساره سکوت )
شعر و ادب پارسی


امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ يکشنبه 6 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی |


1

از حنجره‌ات بالا می‌روم
ای بالا رفته از حنجرۀ مشبّکِ من بر خطوط موازی دفتر بر خطوط موازی دفتر
ای مجرای صوتی فوقانیِ بسته بر جهان
مرا بخوان
که از حنجره‌ات بالا می‌روم
در حروف
بی‌حرف
در آستانۀ دریچۀ حنجره‌ام ایستاده‌ای
حرفی
بحرف
حرف کوچک همخوان
مرا بخوان


2

"وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ..."
سر بر بالش می‌گذارد
در غصّه فرومی‌رود
خون ریه‌هایش را پر می‌کند
بلند می‌شود
پاهایش را
با دست‌هایش 
از تخت بیرون می‌کشد
-تخت باتلاق گاوخونی‌ست-!

می‌خواهد بیرون برود
برود...

هر مسافری که پشت سرش آب ریخته‌اند مردنی است
هر کس از زیر قرآن رد می‌شود
احتمالا دارد فکر می‌کند
کوچه لابد مرداب است 
و من هنوز قایق نساخته‌ام
قایق بر من نازل نشده است
قایق آیا از آسمان نازل می‌شود؟
انزال ابرهاست؟ فرشته‌ها شاید؟
می‌گوید: آبی که فرومی‌ریزد آبِ مرده‌ست
"وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ...*"
می‌گوید: 
قایقی بر ما نازل نشده
هر کدام یک تکه از مرداب انزلی هستیم 
با عمق‌های متفاوت

پاهایش را از دست‌هایش بیرون می‌کشد
می‌خواهد بیرون برود
برود..

 

ساره سکوت

http://adabiatema.com/index.php/2012-06-18-09-49-49/2013-08-26-10-41-58/254-2013-08-26-10-29-58/1389-2015-11-25-10-24-07

برچسب ها : از حنجره‌ات بالا می‌روم ( ساره سکوت ),

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار ساره سکوت -3, | بازدید : 214