تبلیغات اینترنتیclose
نگاهت می کنم پیر می شوم ( ساره سکوت )
پیچک ( ساره سکوت )
شعر و ادب پارسی


امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ يکشنبه 6 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

نگاهت می کنم
پیر می شوم
دست بر سینه ات می گذارم
پیر می شوم
کراواتت را از زیر یقه ات بیرون می کشم
پیر می شوم 
دگمه هایت را باز می کنم
پیر می شوم
می گویی دوستت دارم
پیر می شوم
ببین دنیا دارد تمام می شود
پیر می شوم
دنیا دارد کشیده می شود توی ناف تو
- مگر دنیا از همین گرداب بیرون نیامده؟- 
مثل الیاف لباسها
مثل باکتری ها
پیر می شوم
دنیا
مثل چشمهایم
از روی موها سر می خورد
و می ریزد در ناف تو
ناف تو پیرترین لبخند دنیاست
لبخند که می زنی
دارم پیر می شوم
نگاه که می کنی
دارم پیر می شوم
راه که می روی
دارم پیر می شوم
و وحشت ما از تمام شدن
از تمام شدن دوست داشتن 
از پیری 
چرا پیر نمی شود؟!
می گویی : ما ریشه هایمان را از دست داده ایم ، باد ما را خواهد برد
من گریه می کنم و به آبدزدکها فحش می دهم
دستم را می گیری
فحش که می دهم
دارم پیر می شوم

 

 

ساره سکوت

برچسب ها : نگاهت می کنم پیر می شوم ( ساره سکوت ),

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار ساره سکوت -7, | بازدید : 624