تبلیغات اینترنتیclose
میعان مگر همین نیست که حرفهای تو روی ( ساره سکوت )
پیچک ( ساره سکوت )
شعر و ادب پارسی


امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

انگشت

**

میعان
مگر همین نیست که حرفهای تو روی گونه ی من مایع میشوند؟
در این میان مگر دستهای مرطوب تو نیستند که روی پوست من راه میروند
محبوب من
اندوه هایم مایعند که از ظرف ریخته اند بیرون
وگرنه حرفهای تو ظرفی را پر نمیکند
از بیقراری
پر ام
که کلمات زیر دستم پاره میشوند
_خیس_
انگشت بریده ایی که میکشم بر کاغذ _خودکار_

:"باز بیقراری تو گنجیشگک؟ بیا دراز بکش تو تن من"
خیس
انگشتهای بیقرارت را که بکشی روی پَرم
خیس 
که میتواند باشد
تیغ که بکشد روی پوست،...
:"انگشتاتو بشور عزیزم،ببخش به خاطر خون"
:"خون گنجیشک آخه شستن داره مگه؟خونتو میخوام آخه عشق"
نگاه کن
هنوز انگشتهای خونی ات خیسند
از لذت من
به انگشتهایت
نگاه کن معشوق
که خون چگونه روی دست و صورتت پاشیده
خون چطور روی گردن من لخته کرده است.
ما حرفهایمان را نگفته بودیم
و دستهای تو خونی تر از آنند که بشود فقط دست داد.
نه؟
تو حرفهایت را نگفته بودی
ها کرده بودی روی گردن من
در یک روبوسی معمولی که ایستاده بودیم در مرکز چشم های دوپا و هزار دهن
_نشان به آن نشان که گردن من خونیست_
تو حرفهایت را نگفته بودی، ریخته بودی در چشمهام
اما انگشتهایت را که نگاه کنی خونی اند
من حرفهایم را نمیتوانستم گفته باشم
دهنم پر بود از خون
و خون که لخته میشود آدم شروع میکند به عق زدن
می‌ترسد 
که حامله نیست
و چیزی از درونش دارد می افتد بیرونش
میترسد نگفته از دنیا برود
انگشتهایت را نشان میدهد
انگشتهایت که منجیان من از تنهایی بودند
و مثل پریهای یک چشم
در جیبهایت
موهایت، موهایم
پنهان میشدند و می رقصیدند.
انگشتهایت که تنهایی ام را وجب میکنند
و تمام شب روی پوستم راه میروند
تیغ را بلند میکنند 
که خط قرمز را بکشند روی رگ من تا تو را دو تکه کنند

ما حرفهایمان را نگفته بودیم وگرنه باید میگفتم:
آه عشق آه عشق چهره ام آبی ست ،پیدا نیست؟
مگر چند سال میشود خون داد؟
بالاخره یک روزی آبی میشدم
حالا انگشتهایت هرچه خواب را بگردند رگم را پیدا نمیکنند
چرا که نقطه ی لذت را از دست داده ام
هر شب که انگشتهایم را میکشم روی رگهایت
و تیغ کوچک براق چشم تیله ایی من است که در تاریکی برق میزند
در رابطه ایی که سر انگشتهای خونی توست
درست سر انگشتهایت
که تیغ را نگاه داشته
"خونتو میخوام آخه عشقم، خون گنجیشکیتو"
حالا،
بکش
یک خط قرمز است فقط
که از سر انگشتهای تو شروع میشود
و شر میکند روی روز
شر میکند روی من روی تخت
روی دستهایت

"مگه خون گنجیشکم آخه شستن داره؟

 

 

ساره سکوت

http://www.shereno.com/46123/40996/335102.html

برچسب ها : میعان مگر همین نیست که حرفهای تو روی ( ساره سکوت ),

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار ساره سکوت -1, | بازدید : 484